تحريم انتخابات
ياور استوار
سه شنبه ٢۴ خرداد ١٣٨۴ – ١۴ ژوئن ٢٠٠۵
پرسيدم: از کجايي؟ ای صاحبِ کرامات
گفتا: ز شهرِ بيداد، ممنوع از ملاقات
گفتم: شنيده ای تو؟ بازار ِ آزمون است
گفتا: يواش جانا، بشنو ز من اشارات
گفتم که: داوخواهان، پرگوی تر ز طوطی
گفتا که: دلقکانند، دلبسته ی اّمارات
گفتم: دمی نظر کن، يا لحظه ای گذر کن
در شهر و کوی و برزن، يا دفتر و ادارات
اکبر برقص برخاست، با تنبک تظاهر
محسن به گريه رو کرد، در پشتِ افتخارات
مهدی ی ما چو طاووس، رنگين و عليين شد
اصلاح خواه، اما، ممهور انتصابات
گفتا: خبر نداری يا شيوه می زنی تو؟
آواز ِ لنترانی ست، اين زوزه ی « شغالات»
صندوق های آرا، البته شيک و پيک است
جان ميدهد « ولاکن » از بهر ِ رفع ِ حاجات
گفتم که: شهر لرزيد، از بمب ِ نابهنگام
گفتا: زعيم ِ ملک است، در پشت ِ انفجارات
گفتم که: حرف ِ آخر؟ تکليف مردمان چيست؟
گفتا: درشت بنويس، تحريم ِ انتخابات
دوشنبه بيست و سوم خرداد ١٣٨۴


0 Comments:
Post a Comment
<< Home